تبليغاتX
: : وبلاگ روستای فشندک طالقان : :



دعا برای عظیمه تمیمی « أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ »
سلام عرض میکنم خدمت تمامی همشهری های عزیزم

امیدوارم حال همه شما خوب باشه.باز جا داره از شما و نظرات خوبتون تشکر کنم.

از تمامی فشندکی های عزیز تقاضا دارم برای مادر بزگ من عظیمه تمیمی دعا کنید.

طی این چند روز در اواسط اردیبهشت سال ۱۳۹۱ حالشان بشدت وخیم شده است.

از هر فشندکی عزیزی که پیام من را خواند تقاضا دارم در مسجد فشندک تقاضا کنند که بعد از نماز برایشان

« أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَكْشِفُ السُّوءَ » بخوانند.

دعاگوی همه شما عزیزان در مشهد مقدس هستم.

محسن معمولی

اردیبهشت ۱۳۹۱




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع:


درخواست اطلاعات مسجد روستای فشندک
سلام دوستان

همینطور که می دانید در روستای فشندک طالقان یک مسجد بزرگ با معماری زیبایی وجود دارد که به تازگی توسط اهالی روستا مرمت و بازسازی شده است.

از فشندکی های عزیز تقاضا دارم اگر اطلاعات جامع و خوبی از مسجد دارند برای ما در بخش نظرات بگذارند.

فشندک




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع:


تشکر از آقای فرهاد تمیمی
ضمن عرض سلام و تبریک به مناسبت سال نو

جا دارد از
آقای فرهاد تمیمی بخاطر نظراتشان درباره وبلاگ تشکر کنم.

در ضمن فامیلی های تمیمی و مرادی هم جزو فامیلی های فشندک است.




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع:


یه سوال
سلام خدمت تمامی فشندکی های عزیز و دوست داشتی

چند روز پیش آقای رستگار زرکانی با من تماس گرفتند و گفتند فامیلی های حسامیان و رسولی جزو فامیلی های فشندکی ها نیست.

اگر همشهریان عزیز اطلاع دقیقی از این موضوع دارند ما رو در جریان بگذارند.

از هفته دیگه هم می خواهیم مطالبی رو راجب بزرگان فشندک بنویسیم که با مطلب درباره دکتر بیژن یوسفی شروع می شود.

منتظر نظرات گرم شما هستم.

محسن معمولی





نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع: تاریخچه فشندک


ارسالی آقای رضی الله باریکانی
سلام علیکم

امروز دیدم اقای رضی الله باریکانی مطلب جالبی رو تو پیامها برای من گذاشته بود.

شما هم بخوانید.خالی از لطف نیست.

در ضمن شماره تماس بنده ۰۹۱۵۷۶۰۹۹۷۶ است.

شما فشندکی های عزیز می تونید با این شماره با من در ارتباط باشید.

هر کسی هم که خواست ت این وبلاگ مطلبی بزاره به من بگه تا مدیر وبلاگش کنم.

 

فامیلیهای ریشه دار فشندک
1-وقاری
2-امیدوار
3-الزامی
4-مصدقی
5-بیگلری
6-لایقی
7-چشمه کانی
8-مهدیی
9-محجوبی
10- حقیقی
مکانهای تفریحی فشندک:
1-مما گلیک
2-غلاچه تک
3-پس چالاکان
4- گندعسل
5-جوارنو
6-غلاسر
7-سنگ کوتان
8-رونا
9-ارباب محله
10- بختیار محله
11- سراه نجات
12- خورداکندک
13- کردبزان

14-لویسران
15-ده صحرا
16-فلکبا
17-دینیکان
18-چشماکان
19-خاتون او
20-جو جارک
21-ترشک بند
22-کله باغ
23-شلانک باغ
24-شفتالو تپه
ضرب المثلهای فشندکی:
پنج تومن بدم گو گلم برم؟
السلام علیک مادر شو من درم میام تو در شو
دزدی که به ما وا کت مهتابی شو گردی



اصطلاحات معروف فشندکی:
دچال
کلیکلان
آزنگله
سرپولکی
رانی
زوقولتو
قولتوشومبک
اورت
دگ دگ
آثار باستانی فشندک:
1-حمام خزینه
2-اسماعیل آباد
3-سراه نجات
4- سراه پین چال




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع:


محوطه تاریخی اسلامی سنقرکلایه روستای فشندک

                    قدمت تاریخی : دوران قبل از اسلام حدود 1500 سال پیش

 
بسیاری از کهنسالان منطقه می گویند : به چشم خود دیده ایم که در این مکان زاغه ای (فضاهای غار مانند که در دل زمین یا کوه حفر می شود) وجود داشت که در داخل آن مقدار زیادی سفال و لوازم دیگر بود .حتی زمانیکه جاده زرعکان را احداث میکردند ،بخشی از این زاغه آشکار شد اما مجددا آنرا پوشاندند.
در سطح محلی که اهالی معتقد بودند درزیر آن زاغه وجود دارد و حتی در دامنه شمالی تپه های محل ،نمونه های فراوانی از انواع سفالهای تاریخی یافت شده است که ضمن تاریخی بودن محل ،قدمت آن به دوران قبل از اسلام را ،تعیین می نماید .
علاوه بر نمونه سفالهای یافت شده ازمحل ،وجود چشمه آب جاری این نقطه احتمال مسکونی بودن آنرا در گذشته تائید می نماید .
                

              




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع: مکان های تاریخی فشندک


درخت کهنسال فشندک

      درخت کهنسال فشندک

در قسمت جنوبی روستای فشندک یک درخت بسیار قدیمی در مسجدی بنام جیره مسجد وجود دارد.

به گواهی قدیمی های روستای فشندک قدمت این درخت به هزاران سال پیش بر می گردد.

لازم به ذکر است که بسیاری از افراد روستا از این درخت حاجتهای زیادی گرفته اند.

در روستای فشندک طالقان دو مسجد وجود دارد.

  

کوچه جیره مسجد

درخت کهنسال فشندک

    




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع: مکان های تاریخی فشندک


ارسال نام خانوادگی جدید
سلام علیکم

این هم چند نام خانوادگی جدید که توسط آقای زرکانی فرستاده شده است:

زرعکانی
محمودکلایه
سنقر کلایه
جلیلی
سلیمی
صادقی
رضایی
شاه محمدی




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع: تاریخچه فشندک


نام های خانوادگی اهالی بومی روستای فشندک طالقان
از آنجاییکه ترکیب جمعیتی روستا های طالقان بشدت در حال تغییر است ما در اینجا نام های خانوادگی اهالی بومی روستا های طالقان را برای ثبت و ارجاع های بعدی ذکر می نماییم. از آنجاییکه اطلاعات ما ممکن است کامل نباشد از شما تقاضای کمک داریم. برای دسترسی به سایر نام های خانوادگی  لطفا  در بخش نظرات مراجعه نمایید.

نام های خانوادگی اهالی بومی روستای فشندک طالقان:

- رسولی

- زرعکانی

- زرکانی

- حسامیان

- فشندکی

- فروزنده

- کلانتری

- معمولی

- میثاقی





نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع:


سریال ستایش در ایستگاه طالقان توقف کرد

سریال ستایش که تا کنون۳۹  قسمت آن از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده هرچند که دارای مخاطبان زیادی است اما در مجموع نتوانسته است رضایت مخاطبان خود را بدست بیاورد که خود من هم یکی از این مخاطبان هستم

گواه این ادعا نیز با جستجو در اینترنت و روزنامه ها  و نقدهایی  که از قول کارشناسان این حوزه  است بخوبی نمایان است .

سریال ستایش که به خوبی شروع شده بود و داستان خوبی را دنبال میکرد در حال حاضر با طولانی شدن فیلم نامه باعث شده  که در میان این ماجراهای فرعی پیش آمده  که اصلا هیچ کمکی به ادامه داستان و یا تقویت شخصیت پردازی ها نمیکند، اصل داستان نیز به فراموشی سپرده شود . همین موضوع باعث می شود مخاطب از ادامه ماجرا عقب بماند و یا ترجیح دهد فقط قسمت های پایانی سریال را تماشا کند تا بفهمد انتهای داستان چه میشود و یا با ندیدن چند قسمت از سریال هیچ اتفاق مهمی که بر روند اصلی داستان اثر میگذارد را از دست ندهد .

وقتی در خبرها از حضور جمشید مشایخی در سریال و ادامه فیلمبرداری در طالقان صحبت شد بسیاری از بیندگان مخصوصا اهالی طالقان به ادامه سریال امیدوارتر شده بودند که شاید اتفاقاتی  جدید و جالبی رخ دهد و یا اینکه این سریال فراگیر باعث شناساندن فرهنگ اصیل و غنی طالقان به سایر مردم ایران شود که فقط نام طالقان و آیت الله طالقانی را شنیده اند و از آن بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران  و طالقان خاطراتی را شنیده و به یاد دارند .

اما متاسفانه سریال با نشان دادن روستایی تازه کشف شده  به نام اکبر آباد  که در هیچ کجا ی طالقان نشنیده ایم  و مردمی که در هیچ کجای این سرزمین ندیده ایم و فرهنگی که اصلا در طالقان مرسوم نبوده است ، مردم طالقان را شوکه کرد !!! اصلا معلوم نیست که هدف سازندگان این سریال برای آوردن اسم طالقان چه بوده و آیا خواسته اند برای جذب مخاطب بیشتر از این نام استفاده کنند یا خیر ؟! این سریال که در حال ساخته شده و نمایشگر دهه ۶۰ و ۷۰ است کجا و سریال خاله سارا به کارگردانی فرامرز باصری که در دهه  ۷۰ ساخته شد کجا ؟؟؟! (هنوز بسیاری از مردم خاطرات سریال خاله سارا که در طالقان فیلمبرداری شد ولی نامی از طالقان در آن برده نشد را به یاد دارند) درست است که با یک قسمت نمی شود قضاوت کرد ولی امید است ادامه سریال در طالقان حرفی برای گفتن داشته باشد .

هرچند سریال ستایش نام هنرمندان بزرگی از قبیل جمشید مشایخی ، داریوش ارجمند و محمود عزیزی وبازیگران جوانی چون  نرگس محمدی، مهدی پاکدل، مهدی سلوکی و… یدک میکشد اما برخی از نواقص فیلم برداری و داستان پردازی چنان درشت نمایی میکند که بازی این هنرمندان را نیز زیر سوال میبرد . و فیلنامه نویسان برای  ربط دادن سر و ته سریال هرگونه غیر ممکنی را ممکن میکنند مثلا قاتل و قاچاقچی مواد مخدری که قتل عمد انجام داده به راحتی از زندان مرخص شده و سر از جایی در میاورد که ستایش در آنجا به صورت ناشناس زندگی میکرده و… که از این قبیل اتفاقات در این سریال بسیار تکرار شده است.

حال که سازندگان این مجموعه تصمیم گرفته اند فاز دوم  سریال را با گذر زمان ۲۰ ساله  و در زمان حال روایت کنند و فضای قصه مطابق با حال و هوای امروز جامعه باشد  مسلما محدویت های وسختی های فیلمبرداری و نمایش سالهای گذشته را ندارند بهتر است بیشتر به داستان سریال تمرکز نمایند تا خاطره ای ماندگار در ذهن بینندگان نقش ببندد.




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع:


پرويز كلانتري مردي از روستاي فشندك...

فشندك

پرویز کلانتری طالقانی در شنبه روز نخست فروردین ۱۳۱۰ در روستای فشندک طالقان زاده شد. وی از کودکی علاقهٔ خود را به رنگ‌ها نشان داد و به گفتهٔ خودش از کودکی با خط خطی کردن دیوار همسایه‌ها کشیدن نقاشی انتزاعی را تمرین می‌کرد. او در دانشکدهٔ هنرهای زیبای تهران درس خواند و در سال ۱۳۳۸ در رشتهٔ هنرهای تجسمی دانش آموخته شد.

او در دانشکده با همایون صنعتی‌زاده رییس دانشکدهٔ هنرهای زیبا آشنا شد و این آشنایی موجب راهیابی او به موسسهٔ انتشاراتی فرانکلین ناشر کتاب‌های درسی و نشریهٔ پیک گشت. به این ترتیب به تصویرگری کتاب‌های درسی روی آورد.

فعالیت‌ها
کلانتری در مراکز هنری از جمله دانشکدهٔ هنرهای زیبای تهران و کالج هنری کودکان در کالیفرنیا کار کرده و مدتی مدیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در تهران بوده‌است. تاکنون در نمایشگاه‌های گروهی و انفرادی بسیاری در داخل و خارج از ایران، شرکت کرده‌است و یک اثر از آثار این نقاش برجسته، درفهرست تمبرهای ویژه سازمان ملل به چاپ رسیده‌است. هم چنین تابلوی مشهور شهر ایرانی از نگاه نقاش ایرانی او در مقر سازمان ملل قرار دارد.

از سال ۱۳۵۳ با شروع نقاشی‌های کاهگلی، دورهٔ تازه‌ای را در زندگی هنری خود آغاز کرد که تا امروز آن را ادامه داده‌است. تابلوهای او جلوه‌ای ملموس از زندگی مردمان کویر و ساحل را در خود دارد. او بیش‌تر با تابلوهای کاهگلی‌اش شناخته می‌شود[۱] و حتی بسیاری او را پایه گذار سبک کاهگلی می‌دانند اما به گفتهٔ خودش پیش از او مارکو گریگوریان اولین کسی بود که این کار را کرد، هرچند شیوهٔ کلانتری برخلاف گریگوریان که کاملا انتزاعی و مدرن بود، ملایم تر و طبیعی تر است. وی می‌گوید «من نقاش مناظر خاک آلود مملکتم هستم» به همین دلیل است که او در بیش تر کارهایش فضاها و نمادهای روستایی و بومی را تصویر می‌کند. وی هم‌چنین از هنرمندان بنام مکتب سقاخانه است.

او نویسنده و روزنامه نگار نیز هست و تا کنون چند مجموعه داستان منتشر کرده و کتاب‌های "ولی افتاد مشکل ها"،"چهار روایت" و "نیچه نه، فقط بگو مشداسماعیل" ازجمله آثار اوست. هم چنین مقالات هنری متعددی از این هنرمند درخصوص ارتباط هنر و هنرمند ایرانی، درنشریات ایرانی منتشرشده‌است.

نمایشگاه‌های انفرادی
۱۳۳۰ گالری استتیک
۱۳۴۰ دانشکده هنرهای زیبا تهران
۱۳۴۹ دانشکده هنرهای زیبا تهران
۱۳۵۱ گالری سیحون، تهران
۱۳۵۲ موزه کرمان
۱۳۵۴ گالری سیحون، تهران
۱۳۶۶ گالری کتاب سرا، تهران
۱۳۶۹ گالری کتاب سرا، تهران
۱۳۷۰ گالری کلاسیک اصفهان
۱۳۷۰ گالری هوریان، کالیفرنیا
۱۳۷۱ گالری پاریز، رفسنجان
۱۳۸۹ گالری ساربان، تهران
[ویرایش] نمایشگاه‌های گروهی
۱۳۴۶ نمایشگاه هنر مدرن ایرانی، دانشگاه کلمبیا
۱۳۴۹ نمایشگاه "۲۵ سال هنر معاصر ایرانی"، تهران
۱۳۵۳ نمایشگاه یاد بود بازیهای آسیایی، گالری قندریز تهران
۱۳۵۵ نمایشگاه هنر معاصر ایرانی، تهران
۱۳۵۶ نمایشگاه واش آرت، بخش ایرانی، واشنگتن
۱۳۶۲ موزه آسیای شرقی، کالیفرنیا
۱۳۶۷ گالری واگنر، آلمان
۱۳۷۰ تایجان اکسپو، کره جنوبی
۱۳۷۲ نمایشگاه لیلات کالا، دهلی نو
دومین دوسالانه نقاشی تهران
۱۳۷۴ سومین دوسالانه نقاشی تهران
۱۳۷۵ نمایشگاه گروهی در کالیفرنیا
۱۳۷۶ نمایشگاه MK۲ ، پاریس / چهارمین دوسالانه نقاشی، تهران
۱۳۷۷ نمایشگاهی در ساختمان سازمان ملل، نیویورک
۱۳۷۸ اولین دوسالانه طراحی تهران
۱۳۷۹ گالری آزتک، مادرید
۱۳۸۰ نمایشگاه هنر معاصر ایرانی، لندن




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع:


گفت و گو با پرويز كلانتري

 

ایران درودی یكی از مهمترین نقاشان معاصر ایران است كه سال‌ها تلاش او برای ارتقای هنر نقاشی چیزی نیست كه بتوان به راحتی از آن گذشت. سال‌ها حضور موثر در صحنه هنر از او چهره‌ای ساخته است كه نظراتش در زمینه هنر حتما قابل توجه است. گفت‌وگوی پرویز كلانتری با ایران درودی اما حكایت جالبی است كه پس از چهاردهه تكرار می‌شود.

 

نزدیك به چهل سال قبل، زمانی كه خانم درودی برنامه‌های «شناسایی هنر» تلویزیون را تهیه و اجرا می‌كرد، از پرویز كلانتری، جوان هنرمند آن زمان دعوت كرده بود تا در برنامه‌اش حاضر باشد و حالا پس از این همه سال پرویز كلانتری كه حالا خود از استادان مسلم نقاشی ایران است در روزی كه سرتاسرش گرفتار بود، پذیرفت بخشی از گرفتاری‌ها را بسپارد به همسرش و از كوچه‌پس‌كوچه‌های دولت بیاید به خیابان توانیر و روبه‌روی هنرمندی بنشیند كه پیش از او و با او عمری را در فضای نقاشی ایران قلم زده است.

 

اواخر مصاحبه مشخص شد جناب كلانتری روزنامه‌نگاری را دوست دارد و حتی در فاصله‌ای كه به علتی، وقفه‌ای در گفت‌وگو افتاد به یكی از ما گفت اگر نقاش نمی‌شد آرزو می‌كرد روزنامه‌نگار شود و خانم درودی هم كه، پیشینه سال‌ها روزنامه‌نگاری دارد در ستون هفتگی یكی از دو روزنامه مهم آن زمان و صدالبته برنامه‌های تلویزیونی كه اعلام شد. بنابراین كار ما می‌توانست ساده باشد اما نبود و احتمالا این برمی‌گشت به آنكه مشكلات حوزه هنرهای تجسمی آنقدر زیاد است كه از هر گوشه‌اش كه شروع كنی آنقدر حرف وجود دارد كه دو استاد مسلم كه از همه جوانب آن اطلاع دارند می‌روند به سمتی كه آن حرف‌ها و گلایه‌ها را مطرح كنند اما به هر حال از آن گفت‌وگوی دوستانه، این، آن چیزی است كه می‌توان گفت چكیده آن است.

 

به هر حال نمایشگاه خانم درودی هنوز هم برقرار است. تا 22 خرداد از ساعت 9 صبح تا 5 بعدازظهر و جمعه‌ها هم از ساعت 2تا 5بعدازظهر. این نمایشگاهی است كه بانوی نقاشی ما آرزویش را داشته. تابلوهایش را از فرانسه و خیلی جاها آورده است به سرزمین‌اش تا مردم‌اش آن را ببینند در همان بین در پاسخ این سؤال كه سهم تاثیرپذیری شما از فرهنگ فرانسه در آثارتان چه‌قدر است می‌گوید: «من هم مانند بسیاری از هموطنانم دارای حافظه تاریخی هستم كه بسیار قوی‌تر از مسائل اكتسابی است. گرچه من نقاشی را در فرانسه آموخته‌ام اما در فرهنگ وطنم ریشه دارم. نقاشی در باور من هنریست كه ملیت خلاقش را آشكار می‌كند.

 

من به ملیتی كه در آثارم هویداست، افتخار می‌كنم.» یك‌جا آقای كلانتری وقتی قرار است مصاحبه را تمام كند می‌گوید خانم درودی همیشه و در تمام سال‌ها تعصب همكارانش را داشته و همانجا هم مشخص می‌شود كه آنها نزدیك به چهل سال قبل در یك برنامه تلویزیونی با هم گفت‌وگوكرده بودند. یعنی خانم درودی، پرویز كلانتری را دعوت كرده بود به برنامه‌اش و حالا كه چهل سال بعد است و این دو بزرگ حالا بیشتر از چهل سال تجربه را اضافه كرده‌اند با آنچه داشته‌اند روبه‌روی هم نشسته‌اند تا این گفت‌وگو شكل بگیرد.

سما بابایی- آرش نصیری

پرویز كلانتری:
ایران عزیز، اول از همه به تو تبریك می‌گویم. من تازه از سفر رسیده‌ام و به این خاطر هنوز نمایشگاهت را ندیده‌ام، اما یك‌صدا از دیگران تعریف شنیده‌ام. پیش‌تر از هر چیز باید بگویم كه من با تو آشنایی دیرینه‌ای دارم و فكر می‌كنم با حضور یافتن در این گفت‌وگو ارادت قلبی را به یك همكار قدیمی‌ادا می‌كنم، ترجیحم این است كه، وقتی راجع به “ایران درودی “سخن می‌گویم، به قبیله‌ای كه “درودی”از آن آمده است، نیز اشاره كنم، چرا كه با یك نقاش قدیمی، متعلق به جریان نقاشی معاصر ایران، روبه‌رو هستم.

 

ما صاحب میراث فرهنگی مهمی‌هستیم با عنوان “ نقاشی معاصر ایران”كه مدتی پس از جنگ جهانی دوم شكل گرفت و تجربه‌های نویی در آن پدید آمده، این جریان هم‌اكنون 70 ساله است. درودی یكی از شخصیت‌های مهم این قبیله است، اما در این میان یك نكته مهم دیگر هم وجود دارد و آن این‌كه چرا ما نباید هنوز موزه‌ای داشته باشیم كه آثار هنرمندی چون شما یا سایر هم‌نسلانمان در آن به صورت دایم به نمایش گذاشته شود تا اگر كسی خواست راجع به آثار “درودی” تحقیق كند،منبع موثقی داشته باشد. 

ایران‌درودی: فكر می‌كنم كه، در شرایط كنونی هنر نقاشی، این انتظار بسیار زیادی است. باید نخست توجه كنیم كه عملكرد همین موزه‌ای كه هم‌اكنون وجود دارد، در سال‌های اخیر چگونه بوده و تا چه اندازه در جهت پیشرفت هنر نقاشی و شناساندن هنرمندان معاصر ایران حركت كرده است تا به ضرورت حضور موزه یا موزه‌های دیگر بپردازیم. 

كلانتری: این موزه نیست، بیشتر شبیه گالری‌ای است كه برای مدتی محدود آثار را به نمایش می‌گذارد. در حالی كه موزه در تمام دنیا، تعریف خاص خودش را داشته و كاتالوگ، بروشور، كتاب و غیره دارد. با این اوصاف، موزه هنرهای معاصر تهران اصلا كاركرد یك موزه را ندارد.
درودی: ر هنر نقاشی ما كمبودهای بسیاری وجود دارد كه نبود مكانی دایم برای نمایش آثار، تنها بخش كوچكی از آن است.

كلانتری: با این وجود، قبول داری كه این ضرورت باید وجود داشته باشد و الان وجود ندارد؟


درودی: در شرایطی كه ما از ابتدایی‌ترین حقوق اجتماعی؛ یعنی بیمه برخوردار نیستیم، چگونه می‌توان انتظار داشت كه موزه‌ای برای آثارمان تاسیس شود.

كلانتری: البته بزرگداشت‌ها و تجلیل‌هایی كه در این سال‌ها انجام شده است، نشان داده كه بسیاری از نقاشان معاصر را پذیرفته‌اند.


درودی: اما برای من و تو كه تا كنون چنین اتفاق‌هایی نیفتاده است. این نخستین نمایشگاه رسمی‌ام در وطنم، 33 سال پس از نمایشگاهم در موزه هنرهای زیبای مكزیك است. معتقدم كه چراها و اماها و شاید‌ها را باید فراموش كرد تا بتوان هنر نقاشی را به جامعه شناساند و از كوره‌راه‌ها به مسیر اصلی رسید. این هنرمند است كه تعیین‌كننده ارزش‌ها و شاهراه‌ها است. اوست كه جامعه را به دنبال خود می‌كشاند... مسلما پیشگامان سختی‌های بیشتری را متحمل شده و می‌شوند. تردیدی نیست كه تاریخ ایران را هنرمندان این سرزمین نوشته‌اند. تحسین‌برانگیز است كه با وجود كمبود فرهنگ نقاشی طی قرون، “هنر نو “ كشورمان، فاصله زمانی كوتاهی را طی كرده تا به این مرحله رسیده است، هرچند سهم پیشگامان از دشواری‌ها و تلخ‌كامی‌ها بیشتر بوده است و در مقام یك زن مشكلاتم چند برابر شما مردان بوده است.

كلانتری: این البته درباره نقاشی است، چون مثلا، در ادبیات معاصر، شعرای نامی‌زن بسیار است.


درودی: دقیقا به نوبه خودم دشواری‌هایم به عنوان زن نقاش بیشتر از مردان بوده،چراكه نقاش زن را حتی در جوامع غربی زیاد جدی نمی‌گیرند و در مهم‌ترین موزه‌های دنیا آثار كمتری از هنرمندان زن دیده می‌شود. به عنوان مثال، در تاریخ نقاشی فرانسه تا دوره امپرسیونیست‌ها، نامی‌از هیچ زنی برده نشده است، به خصوص این‌كه اصطلاح زنانه‌بودن برای بیرنگ كردن ارزش آثار زنان هنرمند به كار رفته است. من شكایتی از این بابت ندارم، چرا كه معتقدم هنر جنیسیت ندارد. از طرفی، اگر اثر “سلطه‌ای بودن”، “ از این گونه رستم”یا “طغیان كویر” زنانه است، یكی از مواردی است كه به زن بودنم بیش از همیشه می‌بالم.

كلانتری: درست است، اما شرایط هم به گونه‌ای نیست كه بگویند، ما مثلا “ایران درودی”را به عنوان نقاش نمی‌خواهیم. بگذار مساله را به گونه دیگری مطرح كنم. در حال حاضر، جغرافیای تهران بسیار گسترده است و هر روز شاهد ساخت و سازهای بسیاری هستیم، چرا نباید ضرورت ساخت یك موزه در میان این همه ساختمان‌های ریز و درشت حس شود كه آثار هنرمندانی امثال تو را در آن به نمایش گذارد ؟
 

درودی: اتفاقا به مساله مهمی‌اشاره كردی. در نمایشگاه “جاودانه خلیج فارس” 207 اثرم به نمایش درآمده است كه تعدادی از آنان را از مجموعه‌داران قرض گرفته‌ام. بسیاری از این كارها را از پاریس آورده‌ام، به این خاطر كه باور دارم آثار من متعلق به این سرزمین است و در اینجا است كه هویت پیدا می‌كند.

 

فقط در ایران است كه هویت این آثار و آفریننده‌اش جایگاهی دارند وگرنه اضافه شدن یك نقاش دیگر به هزاران نقاش جهان، مساله من نیست. “جاودانه خلیج فارس “ یا “سلطه‌ای بودن “در هر جایی دیگر جز ایران مفهوم خود را از دست می‌دهد، مشخص می‌كنم مفهومش را از دست می‌دهد نه ارزشش را. آن‌چنان به این اصل معتقدم كه از عرضه آنان در حراج‌ها یا برای فروش به جایی به جز ایران خودداری می‌كنم.

 

این آثار صفحاتی از تاریخ هنر معاصر ایران هستند و نباید پراكنده شوند. امیدوارم زمانی برای آن‌ها جایی ساخته شود. من انسانی آرمانی هستم و آرزو دارم آثارم در ایران باقی بماند، ولی اگر شرایط زندگی‌ام مرا مجبور كند برخلاف آرزویم عمل كنم، به خودم ایراد نخواهم گرفت. هر اتفاق مهم در زمان خودش پیش آمده و خواهد آمد. “زمان” تعیین‌كننده ارزش‌ها و صادق‌ترین داور است.باید امیدوار بود كه جامعه به خاطر نیازهای خود راه درستی را انتخاب كند، كمااین‌كه در زمانی كوتاه آثار هنرمندان ما راهی بازارهای خارج از كشور شده‌اند. وقتی اثر “نفت” من كه “شاملو” آن را رگ‌های زمین، رگ‌های ما خواند، در مطبوعات معتبر دنیا منتشر شد، روز بعد این شهرت جهانی من همچون كارمند عادی تلویزیون دفتر ورودی تلویزیون را امضا كردم و هیچ چیزی در زندگی من عوض نشد.

 

حالا هم، به‌رغم استقبال غیر عادی مردم، انتظاری ندارم. باز هم آثار را به منزل بازخواهم گرداند و چون با قاب‌هایشان جای بیشتری می‌گیرند، آنان را از قاب‌هایشان در خواهم آورد. معتقدم كه سهم ما نقاشان از خوشبختی به خاطر لحظه‌های خلاقیت آنچنان زیبا و باشكوه است كه در ازای آن می‌توان تمامی‌ناكامی‌ها را پذیرفت و به همین دلیل است كه با استحكام بیشتری از همیشه، به پا ایستاده‌ام تا اعلام كنم كه نمایشگاه “جاودانه خلیج فارس” من نقطه عطفی است در معنا دادن به هفتادسال عمرم و این یادگاری است كه برای نسل فردا می‌گذارم و مسوؤلیت نگهداریشان را به آن‌ها می‌سپارم و یادآور می‌شوم حفظ حرمت جامعه در حفظ حرمت هنر و هنرمندانش است. جایی نوشته بودم كه من موزه‌ای می‌خواهم به تعداد قلب‌های انسان‌ها، هنوز به گفته خود باقی هستم. كلانتری نازنین، هنرمندان جوان ما باید از سختی‌های حرفه‌شان بگذرند تا به مغز استخوانشان رخنه كند. اینجا است كه به صلابت و استحكام یك هنرمند می‌رسند.

 

آفرینش ودیعه‌ای است الهی. برای دریافت این هدیه انسان می‌باید درون خود را از نیازها و آرزوها بزداید تا خلاقیت در آینه روحش با تلالو هر چه بیشتر انعكاس پیدا كند. اگر هنرمند، مانند هر انسان دیگری، با مشكلات روزمره زندگی روبه روست، او هم عضوی از جامعه است.تفاوت او در این است كه از مشكلات و خواسته‌های خود فراتر رود. او باید پیش از دیگران، خویشتن خویش را بپذیرد و حرمت ودیعه‌ای كه دریافت می‌كند به جان بخرد. من، به عنوان فرد كوچكی از جامعه‌ام، سپاسگزار مردمانی هستم كه میراث تاریخ پرشكوه ما را به من داده‌اند تا من بتوانم به عنوان یك هنرمند قرن بیست و یكم ادعا كنم كه از وارثین هنر ایران هستم.

كلانتری: اما جوانان ما تجربیات شما را ندارند و مشكلاتشان كماكان بر قوت خود باقی است.
 

درودی: مشكلات آن‌ها چیزی جدا از مشكلات حرفه‌شان نیست، اگر چه امروزه شرایط فعالیت آنان آسان‌تر از نسل ما است. امروز در تهران صد گالری وجود دارد، در حالی كه در دوره‌ای كه ما شروع به كار كردیم، حتی یك گالری هم نبود. به یاد دارم كه تالار فرهنگ را تبدیل به گالری كردم و با پانل‌ها و نورافكن‌هایی دالان‌هایی برای نمایش آثار به وجود آوردم. چیزی به اسم كارت دعوت مرسوم نبود. نقدی در روزنامه‌ها نوشته نمی‌شد. رایانه و اطلاع‌رسانی هم وجود نداشت. اكنون با فشار یك دكمه می‌توان هزاران نفر را از وجود یك نمایشگاه مطلع كرد. این‌ها امكانات قرن ما است كه در اختیار نسل جوان قرار گرفته است. اگر خیلی عجله دارند، این دیگر مشكل آنها است.
شهروند: اشاره به این داشتید كه نگاه عرصه‌های بین‌المللی به آثار ایرانی خوش‌بینانه‌تر شده، پس 
چرا هنوزدر داخل ایران تحول مهمی‌رخ نداده است؟ 

درودی: تصور نمی‌كنید كه اصطلاح بین‌المللی برای شهر دبی قدری مبالغه‌آمیز است ؟ ولی اگر سوال شما را با حذف عرصه‌های بین‌المللی بپذیرم، باید بگویم به طور كلی در تمام دنیا سرمایه‌گذاری برای نقاشی مرسوم است. از طرفی، در این 70 سال گذشته، ما نقاشان حركتی عظیم را شروع كردیم كه جامعه همگام با ما نبوده است.سنت چندهزارساله ما برای سرمایه‌گذاری قالی بوده و هست. غرب به خاطر داشتن فرهنگ نقاشی در این هنر سرمایه‌گذاری كرده است، در حالی كه همان طور كه از ابتدای صحبتمان بارها اشاره كردیم، ما هنوز از داشتن موزه‌ای، برای نمایش دایم آثار هنرمندان برجسته، محرومیم و موزه هنرهای معاصر نیز نمی‌تواند این رسالت را به طور دایم انجام دهد. 

كلانتری: ماموریت موزه هنرهای معاصر زمان ساخت چیز دیگری بود و به همین خاطر در حال حاضر این ضرورت احساس می‌شود جایی وجود داشته باشد كه این آثار 70 ساله در آن به نمایش درآید.

درودی: و تاكید می‌كنم به صورت دایم. 

كلانتری:‌ دقیقا. موزه كار خودش را كرده و می‌كند، اما نیاز به مكان‌های دیگری است كه تا كنون تلاشی در این زمینه صورت نگرفته است.
درودی: شنیده‌ام از سال‌ها پیش تا كنون قرار است بین موزه فرش و موزه هنرهای معاصر “نشنال گالری”ساخته شود كه هنوز بودجه آن تامین نشده و از قرار تامین بودجه آن بر عهده شهرداری است. به همین خاطر سرنوشت آثار بسیاری از هنرمندان، در سال‌های آتی، مشخص نیست.

كلانتری: همان طور كه ما نمی‌دانیم الان آثار ضیاپور كجاست.
 

درودی: البته نمی‌توان این مساله را نادیده گرفت كه این مسایل باید به شكل بخش‌خصوصی مرتفع شود. در طول تاریخ، افراد ثروتمند حامیان هنر بودند. اگر “داوینچی “امكان تجربه و به كارگیری اختراعاتش را می‌داشت، اصلا سرنوشت جهان عوض می‌شد و شاید از سیصد سال پیش ما طیاره و تانك می‌داشتیم. سرمایه‌گذاری در زمینه هنر بسیار سازنده است، چرا كه استقلال مالی هنر اصلی است الزامی ‌و حمایت مادی برای رشد هنر الزامی‌تر. 

كلانتری: بد نیست به این نكته هم اشاره كنیم در هیچ كجای دنیا این گونه فعالیت‌ها در حوزه دولت نیستند. موزه “تیت گالری “كاملا شخصی است یا بسیاری از موزه‌ها توسط هیات‌امنا اداره می‌شود، اما ما ایرانی‌ها همه چیز را دولتی می‌دانیم.


درودی: یكی اینكه زمانی كه پای دولت به این مسایل كشیده می‌شود تبعیض به وجود می‌آید.گرچه برخی از فعالیت‌های غیردولتی هم با این دست مشكلات مواجه هستند و نگاهی صرفا مادی دارند. در گذشته، اكثر نقاشان امپرسیونیست در فقر و تنگدستی زندگی كرده‌اند. در شرایط كنونی دولت باید هنرمندان را به رسمیت بشناسد و كمترین حق انسانی را برایشان قایل شود و برای هنرمند به عنوان یك شهروند شاغل حق بیمه و بازنشستگی قایل شود. 

كلانتری: می‌خواهم حرف شما را اصلاح كنم كه گفتید امپرسیونیست‌ها بعد از مرگشان مشهور شدند این برای گذشته‌ها است. در قرن اخیر، در سراسر اسپانیا، هنرمندان زنده موزه دارند یا “پیكاسو “و “سالوادور دالی “در زمان حیاتشان و حتی بسیاری از هنرمندان جوان در زمان حیاتشان صاحب شهرت، ثروت و موزه می‌شوند، اما در گذشته هنرمندی مانند “ونگوگ “بعد از مرگش مشهور شد. 

اگر “خوان میرو “82 سال عمر نمی‌كرد، اگر پیكاسو 87 سال عمر نمی‌كرد ؟

كلانتری:”تاپیس “چه‌طور در جوانی‌اش به شهرت رسید؟ می‌خواهم بگویم جهان عوض شده و از همان آغاز ارزش هنرمند مثل “اندی وارهول “ شناخته می‌شود. البته این‌ها ریشه‌های فرهنگی دارد. همان طور كه شما اشاره كردید ایرانی‌ها به زمین نگاه می‌كنند و به همین خاطر فرش را دوست دارند، در غرب بیشتر به دیوار نگاه می‌شود به همین خاطر نقاشی را دوست دارند. این تفاوت دو فرهنگ و دو نگاه است كه باعث می‌شود مردم عادی هم در غرب از نقاشی اطلاع داشته باشند. در ایران این اطلاعات در شعر وجود دارد.

 

 در همین 70 سال عمر نقاشی معاصر ما، اكنون با نسل جدیدی روبه‌رو هستیم كه امكانات فوق العاده‌ای دارد و می‌تواند از آن بهره بگیرد. “پرویز تناولی “ می‌گوید: وقتی من آثار جوانان را مشاهده می‌كنم، انرژی می‌گیرم. یك مشكل اساسی در ایران این است كه دولتمردان و همه امور عادی زندگی برخورد سیاسی دارند. انتظار آنها از نقاشی یك چماق سیاسی است و هنوز یاد نگرفته‌اند كه به این هنر به شكل حرفه‌ای نگاه كنند. بالاخره این ضرورت اندك‌اندك حس می‌شود كه این برخوردها به شكل حرفه‌ای صورت گیرد. 

درودی: به هر حال ما نمی‌توانیم كمبود تاریخ فرهنگ هنر نقاشی را، كه از دوران “مانی “ وجود داشته است، نادیده بگیریم. تازه از زمان “كمال‌الملك” است كه نقاشی در ایران به عنوان هنرمطرح می‌شود.
كلانتری: دقیقا، اما در این مدت اتفاقات خوبی رخ داده است. برای مثال، زمانی كه من كتاب‌های درسی را نقاشی می‌كردم، ماموریت داشتم تا از چند گرافیست دعوت به همكاری كنم. آن زمان جوانان فقط نقاشی رنگ روی بوم را می‌دانستند، اما الان جوانان قابلیت‌های بسیاری دارند و تعداد حیرت‌انگیزی جوان داریم كه تصویرگری كتاب می‌كنند. این نشان می‌دهد كه جهان در حال حركت است.

درودی: اتفاقا در بی‌ینال اخیر تهران، كه من به عنوان داور در آن حضور داشتم و تعداد زیادی از هنرجویان در این نمایشگاه شركت كرده بودند، متوجه شدم كه جوانان ما خودآگاه یا ناخودآگاه میراث فرهنگی چندهزار ساله خود را حفظ كرده‌اند با سلیقه و استعداد شگفت‌انگیزی و تاریخ ما بر این نكته صحه می‌گذارد كه ما گهواره هنر و بنیان‌گذار حقوق بشر در جهان هستیم. اما نقاشی هنر نو در كشور ما جوان است و هنرجویان ما در پرورش استعدادهایشان می‌باید آموزش درست ببینند. اگر جوانان ما گذشته و فضایی مانند اسپانیا داشتند، حتما امروز در جهان می‌درخشیدند. ضرورت چیزهایی را به وجود می‌آورد و این را نباید به حساب پیشرفت گذاشت.

 

من در هنر سختگیرم و فكر می‌كنم مهم ترین رسالت ما پیشكسوتان این است كه نمونه صداقت در ارایه آثار باكیفیت باشیم.نسل من كتاب درباره نقاشی و نقاشان نداشت،حتی وقتی در دانشگاه شریف “شناسایی هنر “ تدریس می‌كردم، ناچار به دانشجویان كتاب «جامعه شناسی هنر» «نوشته دكتر» حسین آریان‌پور را توصیه می‌كردم حال آنكه امروز كتاب‌های زیادی با كیفیت و ترجمه‌های خوب داریم یا زمانی كه در مطبوعات فعالیت می‌كردم، تنها یك ستون در هفته به نقاشی اختصاص داشت. اكنون تمام مطبوعات به این هنر توجه خاص دارند. چنین حركت مثبت مطبوعات تنها به خاطر پیشرفت ما در هنر نقاشی نیست، ضرورت زمانه هم هست. 

شهروند: آقای كلانتری شما به جوانانی اشاره كردید كه در این حیطه فعالیت دارند و در عین حال خانم درودی به مردمی‌اشاره كردند كه اندك‌اندك با هنر آشنا شده‌اند و نگرش هنری جامعه زیاد شده است، پس چه‌طور است كه هنوز هنر به سطح زندگی عادی مردم نفوذ نكرده است و هنرمندان با همان مشكلاتی روبه‌رو هستند كه در آغاز داشتند. 

كلانتری: ساختار جامعه هنری ایران بسیار قبیله‌ای است. قبیله نقاشان، شاعران، موسیقی دانان و....، یعنی من كمتر آرشیتكتی می‌شناسم كه دو خط شعر از اخوان ثالث بداند یابرعكس. پس تمام این قبایل در پیله‌های بسته خود نفس می‌كشند. در جهان وضعیت به این‌گونه نیست.اول قرن، سوررئالیسم ابتدا در جمع شاعران متولد شد و بعد به نقاشی سرایت كرد و به هنرهای دیگر؛ چون این داد و ستد فرهنگی میان گروه‌های مختلف هنری وجود دارد، در حالی كه در ایران این‌گونه نیست. همین اواخر مینی‌مالیسم از معماری و نقاشی به ادبیات رسوخ كرد.

 

من اگر بخواهم قراری برای مصاحبه بگذارم، هیچ جایی وجود ندارد. قبلا پاتوق‌هایی بود. در سال‌های خیلی دور، پاتوق هنرمندان جاهایی مثل كافه فردوسی یا كافه نادری بود و در سال‌های میانه، هنرمندان پاتوق‌هایی داشتند مثل كافه پیروز كه بعدها به كافه “پالاس” منتقل شد. الان تنها خانه هنرمندان است كه خیلی جان ندارد ما را كنار هم جمع كند، پس این قبیله‌ها هیچ دادوستد فرهنگی با هم ندارند. می‌خواهم از ایران درودی بپرسم كه شعرا یا نویسندگان به نمایشگاهش آمده‌اند ؟
درودی: تعدادشان زیاد بود، مثل آقای خرمشاهی. در این ازدحام به درستی چهره‌ها را نمی‌دیدم و اسامی‌شان را به خاطر ندارم. 

كلانتری:طبیعی است چون تو را می‌شناسند، تو از قدیمی‌های تلویزیون وسینمایی. در آخر بدم نمی‌آید كه این مساله را یادآوری كنم كه، در سال‌های بسیار دور، «درودی»یك برنامه تلویزیونی داشت كه با من مصاحبه كرد و از همان زمان متوجه شدم كه چه تعصبی در مورد هنرمندان دارد، در حالی كه خیلی‌ها به همدیگر حسودی می‌كردند. سال‌ها بعد هم وقتی “عباس كیارستمی‌”فیلم “طعم گیلاس “را به فستیوال كن می‌برد، هنگام ورود به فرودگاه
“پاریس “هیچ كدام از هموطنان به استقبالش نرفته بودند. حال آن‌كه ایران او را تا كن همراهی كرد. 

درودی: برای هنرمندان كشورم احترام خاصی قایلم. بزرگ‌ترین دسته گل‌ها را برایشان می‌فرستم و از هر فرصتی برای ادای احترام به آن‌ها استفاده می‌كنم. تصویرهنرمند ایرانی و پشتیبانی و حمایت هموطنانش از او برایم بسیار مهم است. در جشنواره كن، رادیو و تلویزیون‌های فرانسه با اعتبار زیادی از آقای “عباس كیارستمی‌” و این‌كه هنوز فیلمش به جشنواره نرسیده است، صحبت می‌كردند. از تاریخ رسیدن او به فرانسه مطلع شدم و برای استقبالش به فرودگاه رفتم. تعجب كردم كه چرا هنرمندان دیگر نیامده‌اند. در آن روز به خصوص، باز رانندگان ترن، در فرانسه، اعتصاب كرده بودند. به همین خاطر، فرودگاه خیلی شلوغ بود.

 

رادیو مرتبا اعلام می‌كرد كه هنوز فیلم منتخب ایران به جشنواره نرسیده است.با دردسر بسیار با او همراه شدم و تایید جای رزرو شده او را گرفتم. در هواپیما ما را خیلی دور از هم نشاندند در فرودگاه‌كن‌بود كه ایشان متوجه این موضوع شدند كه من با پرواز بعدی به پاریس بازخواهم گشت. روز بعد، از تلویزیون شاهد اهدای نخل طلایی به هنرمند ایرانی بودم. پاداشم را دریافت كرده بودم. ناگفته نگذارم كه پوستر نمایشگاه من در موزه از تلفیق تابلوی نفت و چهره‌ام را ایشان ساختند كه شاهكار شگفتی است. 

كلانتری: و خلاصه اینكه هیچ وقت نشنیدم پشت سر همكارانت بدگویی كنی.

درودی: چون همانطور كه گفتم به همه آنها تعصب داردم در نمایشگاه “تناولی “آن‌قدر بلند داد زدم كه “تو آبروی هنر معاصر ایرانی” كه دیگران فكر كردند من از بستگانش هستم.




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع:


حمام فشندك طالقان نقب به دل تاريخ مي‌زند
حمام سنگي فشندك طالقان كه داراي هفت گنبد قاجاري است با آغاز عمليات مرمت و احيا نقبي دوباره به دل تاريخ ديرين خود مي زند.
 
اين حمام تاريخي پيش از اين وضعيت مناسبي نداشت و گنبدهاي آن به دليل نفوذ نم و رطوبت به شدت آسيب ديده و در حال فرو ريزي بود .از سوي ديگر اين بنا به مكاني براي انباشت زباله و نخاله هاي شهري تبديل شده بود.
 
 اكنون با آغاز عمليات مرمت و ساماندهي در اين حمام تاريخي به گفته « محمد ملا حسيني  » ، كارشناس مرمت دفتر ميراث فرهنگي و گردشگري ساوجبلاغ بار ديگر اين بناي تاريخي سامان يافته و حيات دوباره مي يابد.
 
وي اين بنا را نياز مند مرمت و ساماندهي اضطراري دانست و به "ميراث خبر" گفت : « نفوذ رطوبت به پايه هاي اين بنا باعث فرو ريزي گنبدهاي آن شده بود و اگر بهسازي آن آغاز نمي شد احتمال داشت براي هميشه بخش مهمي از اين بنا نابود شود.»
 
به گفته وي در حال حاضر گروه مرمت كاران مشغول فعاليت هستند و پاكسازي آن نيز به اتمام رسيده است .
 
ملا حسيني همچنين بازسازي ورودي ، ديوارها و گنبدهاي اين بنا را از جمله اولويت هاي برنامه مرمتي اين بنا عنوان كرد.
 
حمام سنگي فشندك طالقان داراي 3 خزينه آب گرم و آب سرد است . 



نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع: مکان های تاریخی فشندک


خانه سازی فشندکی ها در سالیان دور
در خانه سازي روستاي فشندك رسمي قديمي به نام " گل بام كني " وجود دارد. به اين ترتيب كه وقتي تيربندي سقف تمام شد، صاحب خانه دوست وآشنايان خود را خبر مي كند و صبح آن روزي كه  قرار است بام خانه درست شود 20 نفر با بيل و كلنگ حاضر مي شوند.

 اول نان و چاي صبحانه را مي خورند و بعدبا گفتن " يا الله " شروع مي كنند. چهار پنج نفر كه به فوت و فن كار آشنايي دارند بالاي بام مي روند. چهار يا پنج نفر ديگر از پايين دستك هاي چوبي را براي آنها بالا مي اندازند تا روي تير بچينند.

در استان تهران معمولا" بناي حمام هاي قديمي از چهار بخش اصلي زير تشكيل مي شود: مدخل يا راهرو ورودي7 سربينه يا رخت كن، راهرو ميان سربينه و گرم خانه و گرم خانه .




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع: رسم و رسوم مردم فشندک


سنگ قبرهايي از دهكده فشندك طالقان

فشندک سنگ قبر 

ذوق و طبع ظريف ايراني هر جا كه مقدور بوده به نحوي تظاهر كرده است.

 

 در گچ بري و كاشي كاري و در جاجيم و قالي و حتي در كاسه و كوزه‌ها هم مظاهر اين ذوق و هنر ديده مي شود.

خلاصه هر جا كه نشاني از ايران باشد، از هنر ايران نيز نشانه‌هايي است.

اين نشانه‌ها را حتي مي شود در قبرستانهاي اين كشور هم جستجو كرد. دليل اين سخن سنگ قبرهاي ده كوره ايست كه تنها در فرهنگ جغرافيايي، نامي از آن برده شده و در اين مختصر از همان سنگ قبرها صحبت مي شود.

  

قصد از نشان دادن طرح و تصوير اين سنگها و گفتگو درباره آنها اين نيست كه زيباترين سنگ قبرها معرفي شود و يا بهترين آنها انتخاب گردد.

 بلكه مقصود نمايش عواطف و احساسات عاميانه ايست كه حتي در ابتدائي‌ترين واحدهاي روستايي كشور ما با آن همه ظرافت بچشم مي خورد اين سنگ قبرها بدست مردمي منقوش شده است كه حتي تا چند سال پيش چپقشان را با سنگ آتش زنه روشن مي گردند و براي مزار مردمي ساخته شد كه تا سر زندگي را در كوهستان با گاو و گوسفندها گذارنده و با مزرعه و گاوآهن سروكار داشته اند.

 با اين‌همه وقتي با عواطف اين مردم آشنا شويم رغبت خواهيم داشت كه به گوشه‌اي از تجليات دروني آنها پي ببريم و رموز استعاراتشان را بگشائيم

دهي كه اين سنگ قبرها در آنجاست «فَشَنْدَكْ» نام دارد و يكي از هشتادو چند آبادي درًّه «طالقان» است. اين دره در جانب شمال غربي تهران و در كوهستانهاي شمالي راه «كرج ـ قزوين» قرار دارد .

 رودخانه «شاهرود» در همين دره به جانب مغرب جاريست كه در حدود «منجيل» با  «قزل اوزن» ميپيوندند و از آنجا بنام «سفيد رود» به «خزر» مي ريزد.

دره طالقان از مهمترين نقاطي است كه مي تواند توجه مردم شناسان و زبانشناسان علاقمند را جلب كند.

 وجود آداب و رسومي كه هنوز با شهري‌گري نياميخته است، خصوصاً موقعيت خاصي كه اين دره از نظر جغرافيائي دارد چنين توجهي را تأكيد ميكند.

فشندک سنگ قبر

فشندک سنگ قبر

چهار سنگ قبري كه بر روي آنها نقوشي از رحل قرآن، تسبيح، قلمدان، بلبل، كارد و پيشدو(پيستول) حك شده در قبرستان قديمي «فَشندگ» قرار دارد و از نوعي سنگ مرمر است. نقوش سنگ قبرها معرف ذوق و يا نوع اشتغال مردمي ميباشد كه زير همان سنگها به خاك سپرده شده اند بنابراين نقشي كه بلبلي را بر شاخ سروي نشان مي‌دهد مي‌تواند جوان شاعر پيشه يا عاشق طبعي را معرفي كند كه همه ذوق و لطافت جواني را با خود به گور برده است.

وجود چنان طبعي در دشت و دره‌هاي سبز و خرم طالقان چندان هم غير منتظره نيست. اما غير منتظره اين است كه چطور ميشود با وجود همه تعصبات مذهبي چنان احساساتي را حتي بر سنگ قبر يك مزار به يادگار گذاشت .

طرحي كه يك سنگ قبر را با نقوش تزييني آن نشان مي دهد مي تواند با تصوير سنگ قبر ديگري كه داراي همان نقوش است مقايسه شود.

 سنگ قبر اولي در مزرعه‌اي بنام «سنقر كلاي» و در جانب شمالي دهكده فشندك افتاده است و با همه زيبايي در زير توده اي از گل و لاي متلاشي مي شود. راهنماياني كه نگارنده اين سطور را به آنجا كشاندند گفتند كه سالها قبل نوشته‌هايي را بر روي آن سنگ تشخيص مي‌داده‌اند ولي اكنون از آن نوشته‌ها اثري نيست.

نقوش تزييني حواشي سنگ در دو جانب مشاهده مي شود و گويا اين سنگ قبر را بر خلاف همه سنگ قبرهاي قبلي در روي قبر برپا داشته بودند.

فشندک سنگ قبر




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع: مکان های تاریخی فشندک


محوطه باستانی روناسر روستای فشندک
محوطه باستانی روناسر دارای وسعتی حدود 40*25 متر بوده و در سطح آن سفالهایی از هزاره اول قبل از میلاد ( سفال خاکستری )سفال های دوران تاریخی و مقدار اندکی از سفالهای قرون پنجم و ششم هجری ( سفال نقش زیرلعاب ) یافت شده است .

پراکندگی سفال در سطح تپه به علت عدم انجام حفاریهای غیر مجاز در سالهای اخیر بسیار اندک و پراکنده می باشد. یکی از اهالی روستای فشندک در خصوص محوطه باستانی روناسرچنین اظهار نظرمی کرد: در سالهای قبل از انقلاب این محل بارها حفاری و کنده کاری شد .

 من نیز در برخی از این حفاریها شرکت داشتم . ضمن حفاری صدها قطعه سفال و کوزه در شکل ها مختلف ،مهره،استخوان ،خنجر،و نیزه های فلزی (مفرغی)از محل بدست آمد که آنها را به کسانی که از تهران یا می آمدند  فروختیم .

مدتی بعد دولت و میراث فرهنگی برای مراقبت از آن نگهبان گذاشت و ما دیگر جرات نکردیم در آنجا حفاری کنیم . الان چون این محل در نزدیکی روستا واقع شده و برخی از اهالی در کنار آن خانه ساخته اند ،دیگر حفاری نمی شود .
از بررسی محوطه باستانی روناسرچنین برداشت شد که این محل قبرستان محدودی است متعلق به هزاره اول قبل از میلاد که تعداد قبور آن از بیست متر قبر تجاوز نمی نماید .

 قبور یاد شده اکثر جمعی بوده و بنابر سنت تدفین در آن زمان ظروف کاربردی ، لوازم تزئینی نظیر دستبند ،گردنبند و ابزار دفاعی همراه جنازه دفن شده اند .




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع: مکان های تاریخی فشندک


رسم و رسوم در فشندک

رسم جالبی در میان مردمان روستایی در منطقه طالقان به نام فشندک وجود دارد که در روز 13 به در پس از سپری کردن 13 به در در کوه و دشت هنگام غروب در دشتی که در بالای روستا قرار دارد جمع می شوند و از چشمه ای به نام مراد او (آب مراد) به نیت سلامتی و سالی خوش آب می نوشند و یا به عضو درد مند خود می مالند که معتقدند در این روز این آب شفا بخش است که این نیز می تواند مصداقی از ریشه کهن این رسم در دوره آناهیتا پرستی ایرانیان باشد که در آن دوره اعتقاد به شفا بخشی آب و ... در میان مردم  وجود داشته هر چند این قضیه هم پس از اسلام آوردن منطقه صبغه ای مذهبی به خود گرفته و محلی ها معتقدند که این چشمه در جای پای اسب امام علی (ع) جوشیده است . از این دست اعتقادات برای رفع نحوست 13 روز بهار در جای جای این مرز و بوم فراوان می توان یافت.

 

 

 




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع: رسم و رسوم مردم فشندک


رمان فشندک بزودی منتشر می شود
قادر طهماسبي شاعرمعاصر كشورمان ، تاليف پنج رمان شاعرانه را كه از نوروز سال ‪ ۸۵‬آغاز كرده بود سرانجام آماده انتشاركرد .

وی با بیان اینکه از دو سال گذشته مشغول بازنویسی آثار خود است، درباره موضوعات آنها گفت: ماجرای رمان "فشندک" از یک اتفاق شخصی برداشته شده و به زمانی مربوط می شود که به روستایی در طالقان سفر کرده بودم. البته چندی قبل از آن، خواب چنین مکانی را دیده بودم ولی نام آن را در نقشه ندیدم تا اینکه به طور اتفاقی آن را در نقشه هم یافتم.

وي در توضيح واژه فشندك كه نام يكي از كتابهاي اوست ، گفت : فشندك نام منطقه‌اي روستايي و تقريبا دورافتاده در اطراف طالقان است ، من مدتي در آنجا بوده ام و كاملا فضاي بومي‌اش را مي‌شناسم .




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع:


عکس ارسالی شما

فشندک

با تشکر از محمد اسماعيل حساميان




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع: گالری عکس فشندک


منطقه شهرک غرب روستای فشندک

در قسمت غرب روستای فشندک منطقه ای به نام شهرک غرب وجود دارد.

در منطقه شهرک غرب روستای فشندک بیشتر تهرانی ها ساکن هستند.

در این شهرک حدود ۳۰ ویلا وجود دارد.

شهرک غرب فشندک

 




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع:


تاریخچه طالقان

طالقان در گذشته های دور

 

 

 مدنیت طالقان به دوران قبل از میلاد مسیح علیه السلام می رسد . شواهد تاریخی اثبات می کند که مدنیت در بعضی بخش های طالقان به بیش از 4000 سال پیش می رسد .
احتمالات تاریخ باستان گواه این مطلب است که طالقان تابع تاریخ قوم مارد بوده و یا دست کم از حوادث تاریخی ، مذهبی و اجتماعی مردم این منطقه به دور نبوده است .
اولین کسی که طالقان را از قلمرو « آماردها » دانسته ، آقای محمد علی گلریز در کتاب مینودر ( باب الجنه ) سال 1364 صفحه 24 بوده است .

 

نمایی از سد طالقان

 

 


ادامه مطلب


نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع: تاریخچه طالقان


اطلاعات جغرافیایی فشندک

اطلاعات

فاصله روستا تا شهرک :11 کیلومتر
تعداد خانوار در تابستان :150 خانوار
تعداد خانوار در زمستان :  60 خانوار
 

ارتفاع از سطح دریا : 2014 متر
روستای فشندک از روستاهای آباد و پرجمعیت و پررونق طالقان می باشد . اهالی روستای فشندک اکثرا به فعالیتهای فرهنگی وآموزشی مشغول بوده و وضعیت اقتصادی خوبی دارند.

   

نمای دور فشندک

نمای دور فشندک




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع: تاریخچه فشندک


موقعیت جغرافیایی فشندک

                                                          فشندک

فشندک ۳۶°۸′ شمالی و ۵۰°۴۲′ شرقی روستایی است در منطقه طالقان در ۱۲۰ کیلومتری شمال غرب تهران. ارتفاع آن است از سطح دریا ۱۸۶۰ متر است.

فشندک

اطلاعات

کشور :

ایران

استان :

تهران

شهرستان :

ساوجبلاغ

بخش :

طالقان

ارتفاع از سطح دریا :

۱۸۶۰ متر

پیش‌شماره تلفنی :

۰۲۶۲۴۷۷

وب‌گاه :

http://fashandak.blogfa.com




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع: تاریخچه فشندک


منطقه زیبا و توریستی محمود کلایه فشندک
                                              محمود کلایه فشندک
 
در  ابتدای روستای فشندک محمود کلایه وجود محمود کلایه فشندک دارای باغ های میوه و رودهای پر آب می باشد که به این علت گردشگران زیادی را جذب کرده است.
باغهای محمود کلایه فشندک دارای میوه هایی چون سیب و گیلاس و آلبالو و آلو وگردو  است.
آب رود این منطقه بوسیله کانال هدایت میشود.
در منطقه محمود کلایه یک مرداب زیبا وجود دارد که آب رود در آن ریخته میشود و سپس به باغاتمیوه انتقاق داده می شود.
 
 
 

     

                بالای محمود کلایه

 

 

مرداب محمود کلایه


ادامه مطلب


نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع: مکان های توریستی فشندک


حمام تاریخی فشندک

قدمت تاریخی : اواسط دوران صفویه حدود 450 سال پیش 

 در مرکز روستا حمام تاریخی نسبتا بزرگ فشندک در جهت شمال – جنوب واقع شده است .

 ورودی حمام در سمت غربی و باعمق راهرویی به طول سه مترو با چرخشی به سمت چپ به رختکن منتهی می شود.

رختکن در جهت شرقی – غربی احداث شده ودر سه سمت شمالی ،شرقی و جنوبی دارای چهارطاق نما می باشد.رختکن حمام در سمت غربی به وسیله راهرویی نسبتا طولانی که عمق آن در حدود 5 متر میباشد به گرمخانه،متصل می شود .

 رختکن دارای چهارطاق نما و نسبتا وسیع می باشد.

در جبهه شرقی گرمخانه خزینه حمام واقع شده و در طرفین آن اطاقهایی قرار دارد ،که بر وسعت و گنجایش گرمخانه می افزاید.


ادامه مطلب


نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع: مکان های تاریخی فشندک


تعزیه خوانی در فشندک

ایام تابستان بسیاری از تعزیه خوانان ایران به روستای فشندک طالقان می آیند و تعزیه اجرا میکنند.

این رسم از صدها سال پیش در روستای فشندک وجود داشته است.

در هنگام تعزیه مردم به محلی بنام تکی می آیند و بر روی سنگ چینهایی می نشینند و تعزیه را نگاه می کنند.

تکیسنگ چین

                       




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع: رسم و رسوم مردم فشندک


محوطه تاریخی خرمن چال روستای فشندک
                                                        خرمن چال روستای فشندک

در جنوب شرق روستای فشندک محوطه مسطحی وجود دارد که در نزد مردم روستاهای اطراف ،خرمن چال نامیده می شود.بسیاری از مردم و حفاران قاچاق منطقه در خصوص گنجهای نهفته در خرمن چال حکایتهایی را نقل کرده اند.

                                                    




نوشته شده توسط محسن معمولی | موضوع: مکان های تاریخی فشندک