از دكتر ابريشمي شاگرد دکتر بیژن یوسفی در هفدهمين سمينار فارابي تقدير ميشود
قدر زر زرگر شناسد...
«قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهري» جامعه چشمپزشكي كشور هم قدر گوهرهايي مثل دكتر «محمد ابريشمي» را ميشناسد و قرار است امروز اين قدرشناسي با اهداي لوح يادبود در يك مراسم ويژه مصداق پيدا كند. از اين فرصت استفاده كرديم و با اين اكولوپلاست كه لبخند يك لحظه چهرهاش را ترك نميكند و صبر و حوصلهاش مثالزدني است گپ و گفتي داشتيم؛ از كودكياش نقبي زديم به حالا و اين روزهايي كه هفدهمين سمينار فارابي پذيراي جمع چشمپزشكان كشور است.
آقاي دكتر! خيلي از همكارانتان فكر ميكنند بايد خيلي زودتر از اين روزها به دليل خدماتي كه براي ارتقاي دانش چشمپزشكي كشور ارائه كردهايد از شما تقدير ميشد. خودتان در اين زمينه چه عقيدهاي داريد؟
من اين طور فكر نميكنم. به هر حال هر كس در هر حرفه و جايگاهي در حال خدمت به همنوع است. اين لطفي است كه شامل حال من شده و از همكارانم بابت اين موضوع سپاسگزارم.
موافقيد برويم سراغ اين موضوع كه تحصيلات دكتر ابريشمي از چه سالي آغاز شد و چطور پا به عرصه چشمپزشكي گذاشت؟
اگر موافق باشيد از كمي پيشتر از آغاز دبستان شروع كنيم! من در اسفند سال 24 در تربت حيدريه متولد شدم. مقطع دبستان و دبيرستان را در زادگاهم و مشهد گذراندم. دوره پزشكي عمومي را در دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي پشت سر گذاشتم. در مدت 2 سال خدمت سربازي در مهماتسازي ارتش زير نظر دكتر دولتي بيماريهاي پوست را فرا گرفتم و در سال 54 دوره رزيدنتي چشم را در بيمارستان شهداي تجريش در خدمت استاد گرانقدر دكتر بيژن يوسفي آغاز كردم. در اين مدت با روابطي كه بخش چشم بيمارستان شهدا با دو مركز چشم در آمريكا از جمله بيمارستان مركزي واشنگتن و جان هاپكينز داشت، رزيدنتهاي امريكايي 2 ماه از سال به بيمارستان شهداي تجريش ميآمدند. آن زمان رزيدنتهاي مشهور امريكايي در رشته اكولوپلاستي از جمله دكتر گوريس و دكتر بازنياك 2 ماه را با ما گذراندند و متقابلاً دكتر يوسفي با قراردادي كه با اين 2 مركز منعقد كرده بود، هر سال يكي از رزيدنتهاي ايراني را تحت شرايط خاص براي 6 ماه به يكي از اين مراكز اعزام ميكرد.
اين شانس در سال 57 نصيب من شد و بعد از تخصص، از اين فرصت استفاده كردم و با تشويق استادم توانستم دوره تكميلي اكولوپلاستي و چشمپزشكي اطفال را در امريكا با موفقيت بگذرانم. در سال 58 به عنوان عضو هيأت علمي در بخش چشم بيمارستان مشغول كار شدم. در سال 60 و بعد از انتقال بخش چشم بيمارستان شهدا به بيمارستان لبافينژاد، خدمتم را در آنجا همراه دكتر سجادي كه آن زمان رئيس بخش بود، آغاز كردم. خوشحالم كه در مدت بيش از 30 سال خدمت، در خدمت دوستان و همكاران خوب بودم و خاطرات خوبي برايم يادگار مانده است.
شما فرصت مقايسه دانشجويان و چشمپزشكان ايراني و خارجي را داشتهايد. در ترازوي اين مقايسه، كدام كفه سنگينتر است؟
ببينيد چشمپزشكي ايران هم از نظر علمي و هم از نظر تجهيزات بسيار پيشرفت كرده و هيچ عقب ماندگي در هيچ كدام از رشتههاي فوقتخصصي چشم وجود ندارد. آن زمان كه ما رزيدنت بوديم، استادانمان اكيداً سفارش ميكردند كه با مطالعه و دسترسي به آخرين يافتههاي علمي و سعي و تلاش، از دانشجويان و رزيدنتهاي امريكايي عقب نمانيم. ما نه تنها عقب نبوديم و نيستيم كه در كارهاي عملي از آنها هم پيشرفتهتر و موفقتر عمل ميكرديم.
اخلاق حرفهاي چطور؟ آن زمان بيشتر رعايت ميشود يا حال؟
در هر 2 دوره خوب بود. من معتقدم پزشك بايد درك كند كه مريض در دنياي ديگري است و او در دنياي ديگري. تا كسي مريض نشده باشد درد واقعي را متوجه نميشود. معتقدم پزشكان بايد بهترين سرويس را به بيمارانشان ارائه كنند و آنها را به آرامش برسانند. اخلاق خوش نتيجهبخش است، اما اخلاق ناپسند و عدم رعايت اخلاق حرفهاي بالاخره باعث منزوي شدن ميشود.
از بحث اخلاقگرايي در پزشكي كه بيابيم بيرون ميرسيم به اين كه از چه سالي در سمينارهاي فارابي شركت كرديد؟
از سال 54 كه رزيدنت بودم اولين يكشنبه هر ماه در جلسه ماهانه بيمارستان فارابي شركت ميكردم. آن سالها از بيمارستان شهداي تجريش همراه ساير همكاران براي شركت در اين نشستهاي ماهانه به بيمارستان فارابي ميرفتيم. سالهاي 56 و 57 دكتر لشگري استادان بنام آمريكايي از جمله دكتر سيمونز در شاخه گلوكوم دكتر مكميل و شبكيه و دكتر بايرد در حوزه پلاستيك چشم به مدت يك هفته براي آموزش دعوت ميكرد. اين گردهماييها هم ارديبهشت تشكيل ميشد. اما به هر حال سمينار فارابي هر سال با قدرتتر از سال پيش چه از نظر اجرا و چه از نظر بار علمي پيش ميرود.
به عقيده شما تكرار مباحث در سمينارها و كنگرهها نقطه ضعف محسوب ميشود يا نقطه قوت؟
نقطه قوت. من موافق تكرار هستم و هيچ اشكالي ندارد. برخي موارد بايد همواره تكرار شوند. البته اين تكرارها همراه با نوآوري است. راهي كه ميرويم روبه عقب نيست، روبه پيشرفت است